> مورچه <
قرار ما نبود

روی دو زانو بنشینم

بر قوزک پا

تو را بنشانم روی شانه ها

کُولی بدهم

برسد دست ات به نا کجا

دنیا را جوری ببینی که مورچه ای بر گُرده ی فیل

و هر وقت که خم شود کمرم

پایین نیایی

چنگ بزنی به صورتم

قرار نبود

کوچک بمانی

بزرگ نشوی

و فقط جیغ بکشی

که زیباترین رویاها را

برایت بخرم

راستی !

کی بزرگ می شوی ?