نقد ثریا کهریزی

بررسی نقاشی های ناهید سرشگی

منریسم ( mannerism )‏ . ‏در روانشنا سی به حرکتهای ادایی فرد منریسم گفته می شود ، اطوار قالبی مکرر، اعمال حرکتی هدف دا ر غیر عادی ، یا حفظ شکل غیر عادی در یک وضعیت انطباقی – فرهنگروانشناسی – روانپزشکی . این اصطلاح یک اصطلاح فرویدی ست و به آن منظور در روانشناسی به کار می رود که در شخص هنگامی که امیال و خواسته ها توسط مکانیسم های منطقی و قرار داد های اجتماعی ، سرکوب شده و به پس رانده می شود ، به مرور زمان رفتار های فرد را تحت تاثیر و کنترل خود قرار داده ودر نتیجه به شکل تکانه ها و لغزش های ادایی در رفتار بروز پیدا می کند . نوعی از زبان پریشی ، بروز تیک های تکلمی ورفتاری ، تظاهرات قالبی ادایی ولغزش های نوشتا ری نمونه هایی از این رفتار های روان – تنی هستند .

اما این تکانه های انگیزشی همیشه قرار نیست که جنبه های بیمار گونه داشته باشند به گفته ی فروید این سرکوب و پس راندن اگر چه می تواند وجهه ای مخرب هم داشته باشد و شدت آن در افراد عادی موجب اختلالات روان تنی گردد اما خوشبختانه در فرد هنر مند یا اشخاصی که قدرت کنترل و هدایت انگیزش ها در آن ها هست نه تنها مضر نیست که موجب ترقی در شغل و یا ارتقای منزلت اجتماعی فرد نیز می گردد . همان گونه که در بحث زیر هم به آن خواهیم پرداخت در هنر نیز سویه ای مثبت یافته و به شکل جسارت های هنری نقش یافته وابعاد زیبایی شناسی و نقد را نیز گسترش می دهد . دقیقا مانند ورزشکاری که غریزه ی پرخاش گری خود را هدایت کرده یا هنر مند و ادیبی که این انگیزش ها را کنترل کرده ودر آثار خود سویه ی مفید آن را بروز می دهد برای نمونه آثار ونگوک و پیکاسو نمونه ی بارز میل به ابراز این لغزش ها و تکانه های انگیزشی اند از همین جنبه نیز آثار ناهید سرشگی را می توان در زمره ی حالات رفتاری آثار پیکاسو و ونگوک قرار داد البته در این جا به هیچ وجه بحث مقایسه یا ارزشگزاری نیست و تنها هدف و مقصود بررسی نوعی رفتار مشترک به عنوان منریسم در آثار این سه نقاش است پس از خواننده ی این متن خواسته می شود که دچار خطای بنیادین اسناد نشده و صرفا از زاویه ی بحثی که مطرح شده به قضاوتی مستقل دست زنند .

اگر به آثار پیکاسو دقت کنید نوعی ( از هم گسیختگی هدف دا ر ) را می توانید در آثار او مشاهده کنید و این از هم گسیختگی هدف دا ر را می شود در نوع رسم خطوط شکسته و پازل مانند کار های پیکاسو یافت . در واقع پیکاسو با ایجاد و اعمال نوعی از خطوط شکسته و غیر منعطف سعی در ایجاد القای شخصیت (personality ) منریستیکی این خطوط را دارد تا این گسیختگی قالبی و ادامه دار مبین قرار دادی تازه برای ایجاد التذاذ گردد بر فرض مثال چشم را مربعی می کشد و این دقیقا یعنی ادایی قالبی و جهت یافته که نوع پیکاسویی نام دارد .

ونسان ونگوک نیز همان کار را به طریقی دیگر توسط رنگ انجام می دهد . در نقاشی های ونگوک علی الخصوص افراط در استفاده ا ز رنگ زرد مبین این قضاوت است که نوعی شکم بارگی هنری در آثار این نقاش هلندی وجود دارد و این میل به جبران و اشباع شدگی در استفاده ی مفرط از رنگ زرد در واقع حفظ قالبی ادات رنگی ونگوکی به شمار می رودبا نگاهی تخصصی تر ، اگر رنگ زرد را یک متغیر مستقل در آثار ونگوک بدانیم ،می توان گفت که منریسم نمودی ست از اثر متغیر مستقل بر لغزش های رفتاری این نقاش دربروز عادات شکم بارگی در نمود مفرط رنگ که این رفتارطبیعی نیز با سرکوب یا محرومیت مواجهت داشته و اگر این محرومیت دوره ای یا ادامه دار را هم متغیر وابسته بخوانیم پس بروز تکانه ای رفتار هنری وی با متغیر مستقل ضریب همبستگی دارد در نتیجه متغیر وابسته ( سرکو ب ) تابع رنگ زرد ( متغیر مستقل ) است که متغیر مستقل نیز خود تابعی ست از هسته ی اصلی این سنجش که انگیزش های ونگوک می باشد

تقریبا کل آثا ر خانم ناهید سرشگی دارای نوعی سیکل قالبی در القای مفاهیم بصری تکانه ای اند و محدوده ی آن سیکل نیز در هسته ای منریستیکی شکل یافته که این هسته ی تظاهر یافته نیز در هسته های ریز تری چون نگاه انتخابی یا پاداشی به افراط در استفاده از مفاهیم بصری ای مانند زن ، نمایاندن تکانه های روانی – جنسی ( psychosex ual ) شکل یافته که همواره انطباقی پایا با انگیزش های اصلی انسانی دارند .

نوع استفاده از مفاهیم شکسته و التقا طی اما وضعیت دا ر در انتقال تحسیس گونه ای از منطق شکسته ی استقرایی را زنده می کند یعنی بروز جسارت های خطوطی با مقدمه ای استقرایی شروع شده اما هیچ نتیجه ی استقرایی ای د ر پی ندارد در واقع در فضایی منطقی مفاهیم بصری به گونه ای از آنارشیسم و رها شدگی از منطق تن می دهند که این تضاد هم نوعی گفتمان هیجانی -منطقی را در بر دارد .

شاید این سوال زنده شود که اساسا چگونه این گونه تکانه ها بروز می یابند و مبنای زیستی – روانی آن ها کدام است ؟ .

روان شناسان کلا انگیزش ها را به دو دسته تقسیم کرده اند ، یک : انگیزش های سائقی مثل نیاز تشنگی و گرسنگی که در ارتباط با علیت تنگرد شناسی عمل می کنند .

دو : انگیزش هایی مانند میل جنسی یا پرخاش گری که به حالت های محرکی باز می گردند مثل دیدن جفت جنسی مطلوب یا موقعیت برای بروز پرخاش ، عده ای از روان شناسان نیز این دو دسته از انگیزش را در تعامل با همدیگر می دانند مثلا دیدن یک غذای خوشمزه می تواند عا مل درون سائقی نیاز به غذا را تشدید کند ، hilgard s . ک .

در مغز انسان دستگاهی به نام لیمبیک وجود دا رد که در بخشی از آن یعنی در سطح دستگاه دوپا مینی درون کناره ای ( mesolimbicdopaminesystem ) که این دستگاه عصبی همیشه فعل و انفعالاتی برای فعالیت های انگیزشی ایجاد می کند مثلا با تحریک این قسمت از مغز ، نورون های این دستگاه از قسمت فوقانی مغز ایجاد می شوند و اکسون ها به قسمت مربوطه فرستاده می شوند تا دستگاه دوپا مینی شروع به فعالیت کرده و از پاداش طبیعی خود ، مثل جفت جنسی ایجاد حس التذاذ شکل نماید . در واقع هر پاداشی که برای این قسمت از مغز خوشایند باشد موجب تحریک و فعالیت آن می شود بر فرض رسیدن کوکایین ، آمفتا مین یا هروئین – که پاداش های مصنوعی هستند – همین نورون ها را فعال می کنند البته به تنهایی این دسنگاه ایجاد لذت نمی کند بلکه باعث می شود که فرد میل به ایجاد تکرا ر واقعه را داشته باشد که این تکرا ر خود مساوی است با حس ایجاد لذت تکرا ر دقیقا یعنی لذت تکرار در استفاده از پاداش مصنوعی آمفتا مین یا هروئین .

چیزی که بیشتر مورد توجه این بخش از بحث ماست ست همان افراط در تکرار است . تکرا ر (پرللزم ) در واقع نقشی حیاتی در مسائل زیبایی شناسیک هم دارد که پیش تر ما این پرللزم را در حرکات ادایی مفرط و قالبی مورد توجه قرار داده و آن را به عنوان انجام مکرر غیر عادی یک رفتا ر معرفی کردیم .

به زبانی ساده اگر خطوط التقاطی و شکسته اما قالبی در القای مفاهیم بصری آثار ناهید سرشگی را از منشا ءانگیزشی بدانیم نتیجه خواهیم گرفت که اثر پاداش ها و سرکوب ها در این هنر مند موجب بروز رفتار های تکانه ای ادایی در آثار او شده و خواه نا خواه باید سبک کاری وی را سبک منریسم خواند .در واقع اتفاق عمده ای که در نقاشی های ناهید سرشگی رخ می دهد همان اجرای نا خودآگاهانه پسیکو سکسوال است که در سامانه های هیجان مدا ر زیست ذهنی – بصری هنرمند به شکل نقشه های شناختی وی در رفتار هنری اش بروز یافته و مبنای اصلی سبک او را شکل می دهد . ص۴ غیر از بررسی سبکی آثار این نقاش همواره می توان تاکید بر زاویه ی دیدی زن مدارانه رانیز در آن ها مورد توجه و تحلیل قرار داد . در کلیت کار این نقاش به طور مدون ، صرف رنگ ، انرژی چشم ، ومضمون همواره برای برجسته کردن کاراکتر و شخصیت زن است یعنی کل عناصر و ابزا ر در خدمت نمود و شکوفایی زاویه ای زن مدار قرار می گیرد . می شود این زاویه ی دید را در دونوع تحلیل قرار داد یک : نقاش به شدت نوعی سادیسم – مازوخیسم درقبال جنسیت زن خود در رفتار هنری اش نشان می دهد . یعنی توسط اجرای لوس شده ی تحقیر جنسیت مردانه نوعی مکانیسم جابجایی (displasment ) را به کار بسته و از آن طریق مثلا مادر وحشت ناک خود را تنبیه می کند .

مفهوم مادر وحشت ناک در روان شناسی به آن منظور اتلاق می شود که کودک دختر در سن ۵-۶ سالگی یعنی زمانی که کودک میل جنسی به پدر را تجربه می کند، همواره حس رقابت در کودک دختر ثابت مانده و مرحله ی تعارض ا لکترایی را سالم طی نمی کند در واقع عقده ی الکترا معادل همان عقده ی ادیپ است که در جنس مذکرو در همان سنین تجربه می شود .

اگر چنانچه مرحله ی الکترا یی در کودک تثبیت شود فرد مونث همواره در پی فرار از مادر دهشت ناک خواهد بود و چون در مراحل عقلانی دیگر به صورت واقعی دلیلی برای مقابله با مادر دهشت ناک وجود ندارد در واقع بخش آگاه ذهن هم همیشه دوست داشتن و احترام را برای مادر می طلبد ، اما چون در نا خوداگاه شخص مرحله ی ستیزه جویی با مادر همواره به قوت خود باقی مانده است این تنبیه توسط مکانیسم دیس پلیس منت به جنس مخالف انتقال یافته و رفتار سادیس – مازوکی در فرد مونث بروز داده می شود .

مرحله ی تعارض الکترایی ــــــــــــــ تثبیت در مرحله ی الکترایی ـــــــــــــ ایجاد حس مادر دهشتنا ک ـــــــــــــ قرار داد های عقلانی احترام به مادر ــــــــــــ متنفر از مادر در حالتی پنهان و نا آگاهانه ـــــــــــــ به کار بستن مکانیسم سا د ـ مازوک ی ( یعنی زمانی که فرد فرد نمی تواند مورد آزار قرار دهد ، سادیم را به خودش منتقل می کند و آن را تبدیل به مازو خیسم می کند یعنی خود آزا ری می کند ) .

تحلیل نوع دوم : را این گونه می توان داشت که نقاش در طول زندگی یا لااقل در دوره ای از زندگی اش توسط جنس مخالف مورد بی وفایی یا سرخوردگی قرار گرفته بنابراین آن تجربه تلخ یا کمپلکس را به صورت بر خورد های زن مدارانه یا ( من ا ولی ) در رفتار های هنری اش بروز می دهد تا به آن وسیله اعتماد از دست رفته را دو باره کسب کند . البته در نگاه اولیه شاید مشاهده گر آثار خانم سرشگی در زمره ی آثا ر فیمینیست ها قرار دهد اما به واقع چیزی که اتفاق می افتد برابری و مساوات جنسیتی نیست بلکه نوعی زن محوری و برتری جویی زن مدارانه است . در واقع اصطلاح ( من اولی ) در این متن به این منظور به کار رفته است نقش اول همیشه ( زن ) است و نقش مردانه نتنها در درجه ی دوم اهمیت قرار می گیرد که مورد تحقیر و طنز های گزنده ی تصویری این نقاش هم قرا ر می گیرد . در جمع بندی گفته های اخیر ، می شود این طور گفت که در مفاهیم تصویری آثا ر سرشگی تلفیقی ا ز ناتورا لیسم ـ سورئا لیسم وجود دارد یعنی تجربه های ذهنی که همگی کالبدی نا تورالیستی اختیار کرده اند .

تقریبا تمام سطوح ذهنی نقاش را سطوحی سوبژ کتیویتی شکل می دهند و این تجربه ها نیز هموا ره در محیطی چرک گرفته و کثیف ظهور یافته اند مثلا در تابلوی (( انگل )) جنس زنانه تصویری ست با ابهت و مقاوم و در حالی که تاج بر سر دارد و نقش یک فرمان روا را القا می کند ، نقشی مادرانه را هم دارد و همزمان نیز مردی را به شکل تحقیر آمیزی به کول می کشد .

به واقع تابلوی انگل قبل از هر چیز این معنا را پیشنهاد می کند که : مرد در هر حال کودکی بیش نیست و باید او را به کول کشید . اما غیر از کودک و کوچک دانستن جنس مذکر مفهومی گرو تسکی را هم از شخصیت ( personality ) مردانه ترسیم می کند . در تابلوی (( گریز از صحنه )) نیز همین ذهنیت را نمایان می سا زد . فضای بصری تابلو فضایی ست کثیف و آشغال گرفته که زنی جارو به دست مشغول جارو کردن زباله هاست و اتفاقا ! یکی از زباله ها هم تصویر مردانه ای ست که با زباله های دیگر روفته می شود به زبانی ساده تر ناهید سرشگی در تابلوی گریز ا ز صحنه این معنا را به تصویر می کشد که : جنسیت مردانه جزئی از زبا له ها ست و باید فضا را از زبا له ها پاک کرد .

ثریا کهریزی

۴ پاسخ برای “نقد ثریا کهریزی”

  1. صبا
    مهر ۹م، ۱۳۸۷ در زمان ۱:۲۴ ب.ظ

    خواندن این یادداشت بی فایده نیست..ممنونم.

  2. مجید
    آذر ۲۷م، ۱۳۸۸ در زمان ۱:۲۴ ق.ظ

    با سلام به خانم باران . شما باید رفتارتان بانوشته هاتان یکی باشد سعی کنید

  3. نیما
    دی ۲۲م، ۱۳۸۸ در زمان ۶:۱۴ ب.ظ

    با عرض سلام خدمت خانم کهریزی…
    خواستار بحث بیشتر در مورد نوشته هاتان هستم

  4. Toomnamycomia
    تیر ۲۱م، ۱۳۸۹ در زمان ۱۱:۵۹ ب.ظ

    hi all my best world !!!

پاسخ خود را بنویسید

پیام مدیریت

با عرض خیر مقدم خدمت شما بازدید کننده گرامی ، کلیه حقوق مطالب موجود در این وب سایت مطعلق به ناهید سرشگی بوده و هرگونه استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع مجاز خواهد بود . مدیریت این سایت اوقات خوشی را برای شما آرزو دارد .


گالری نقاشی

از گالری آثار نقاشی طارا دیدن بفرمایید

تقویم

شهریور ۱۳۸۹
ش ی د س چ پ ج
« مرداد    
 ۱۲۳۴۵
۶۷۸۹۱۰۱۱۱۲
۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹
۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶
۲۷۲۸۲۹۳۰۳۱