محرم نامحرم نمی شناسند بابا
زیر میز
همیشه یک نفر با بی سیم نشسته
از انگشت های پا یم گرفته و
میکروفون/ مخفی ست در گلویم!
ضبط می کنند
زندگی ام را
……………………………..
متاسفم بابا
بی پرده نمی شود حرف زد
باید انگشت اشاره ام
گوشه ی لپم…
پشت در
نامحرمی نشسته

فرزندانم در خطرند
تازه
در میاورند شلوار مردم را
و سر ته
با دست های بسته پشت سر
آویزان

به همان زبان پدر بابایی ام حرف بزن
شاید فراموش کرده باشد این گوش جوان که گوش خوابانده به این گوشی