> دیونه سالی<

عاشقانه ها

خودم را

اردیبهشت

تو را

به آتش

در آتش کشیدم

زنگ زد

زدی

برداشتی گوشی را

هنوز آن طرف سال

بوق های ممتد

این زنگ

ادامه ی کشیدن

کشیدن ناخن

بر چیزی

دسته های این مبل !

گریختم

میان فاصله ها

با فاصله ها

آسمان

افتاد در کاسه آب

دو نیم شد

تو افتادی در کاسه

دو نیم شدی

ماه !

و شب را به آتش کشیدم